|
روزمرگی های یه دانشجو حقوق:)
| ||
|
خستمممممم از فکر و خیال..خستممم از اورثینک...چرا تموم نمیشه؟چرا فراموش نمیشی؟دو سال از کات میگذره ولی هنوز نتونستم کنار بیام...یه ماه ریلکس میشم و اروم میشم و میپذیرم باز دوباره مث روز اول بهم میریزم...توی این دو سال همه جوره بهم ثابت شده که ادم سمی بود و مناسب من نبود ولی مگه این دل احمقم میفهمه؟؟حتی خودمم نمیدونم چی میخوام از طرفی حتی اگه امکان برگشت هم باشه هیچوقت به اون رابطه بر نمیگردم ولی از طرف دیگه دلم برای خاطراتمون تنگ شده...اگه دیگه نتونم به کسی اعتماد کنم چی؟اگه دیگه از کسی خوشم نیاد چی؟؟اگه یه زمانی ازدواج کردم ولی ذهنم هنوز درگیرت بود چیییی؟؟...خدایا بسه دیگه خسته شدم فکر نحسشو از ذهنم ببررررر...چرا این موقع شب من باید یاد اون عوضی که هر روز با یه زن متاهل میگیرنش بیوفتم و گریه کنم؟؟در حالیکه توی این دوسال من حتی یه نگاهم به پسری ننداختم و وارد رابطه نشدم..خدایا فکرشو از مغزم ببر بسه دیگه...دلم برای خونه تنگ شده از دانشگاه حالم بهم میخوره وقتایی که میرم خونه ذهنم ارومه فکرم به خاطر تنهایی زیاد نمیره پیش اون عوضی..کاش دانشگاه تموم بشه..سرم درد میکنه و نفسمم تنگ شده چون که گریه کردم و خب وقتی انقد احمقم که هنوز ذهنم درگیرشه حقمه ۳:۴۲ [ پنجشنبه یکم آبان ۱۴۰۴ ] [ 3:43 ] [ Moon ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||