روزمرگی های یه دانشجو حقوق:)
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید



بالاخرهههه عقد کنون پسرعموم تموم شد و خوب بود و خوش گذشت رقصیدیم😂...دیروز دهنمممم سرویس شد چون که ساعت دو قرار بود بریم روستا چون که مراسم اونجا بود و یه عالمه لباس باید اتو میزدم که ساعت ۱۰تا ۱۲برق قطع شد و نه نمیتونستم برم حموم نه اتو میتونستم بزنم و نه هیچی😑...بعدشم که رفتم تا اماده شدم مامان بابام رفته بودن محضر ولی خب من نرفتم چون معمولا بزرگترا میرن جای محضر عقد..ولی مراسم که خونه عمو بود ساعت ۴شروع شد و رفتم اونجا شلوووووغ بود دیگه یکم رقصیدیم و خندیدیم بعدش که شام خوردیم که رفتیم با دخترعمو ها خونه یکی از دیگه از زدخترعموهام و دخترونه جمع شدیم بساط غیبت به راه بود😂...خلاصه که خوب بود بعد از کلی غصه و اتفاق بد و غم از دست دادن ریحانه دخترعمم اینبار به یه شادی نیاز داشتیم کل فامیل و خوب بود🥲انشالا که خوشبخت بشن عروس داماد به پای هم پیر بشن😁

[ جمعه هفتم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 11:33 ] [ Moon ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

لینک های مفید
امکانات وب

دانلود آهنگ جدید