|
روزمرگی های یه دانشجو حقوق:)
| ||
|
آقا امروز رفته بودیم روستا و خونه عموم جمع بودیم همه چون که چن وقت دیگه عروسی دخترعمم هستش و داشتیم برنامه میچیدیم بعد یه لباس عروس از آرایشگاه دخترعموم مال ۷ سال پیش بود ولی واقعا خوشگل بود بعد یهو گفتم بزار بپوشم ببینم چه شکلی میشم با لباس عروس و درکمال ناباوری خیلی خوشگل بود و بهم میومد😂البته که خدا نیاره روزی که قرار باشه عروس بشم تو این جامعه مزخرف...ولی واقعا نمیدونم برای عروسی دختر عمم چه لباسی بگیرم چون خیلی ساله عروسی نرفتم اصن هیچ ایده ای برای لباس ندارم و از لباسای نگین پولکی و براق هم بدم میاد دلم نمیخواد خیلی شلوغ باشه...امروز با اینکه اخر هفته بود و روز آزادم بود ولی دلم نیومد که شیرینی یا غذای پرکالری بخورم چون که یه مدته استپ وزنی گرفتم البته قصد لاغری زیاد ندارم فقط میخوام دو کیلو دیگه لاغر تر بشم که ۵۰ کیلو بشم..چون لاغر تر از این بشم دیگه اسکینی میشم که اصن دلم نمیخواد..انشالا که بتونم تا مهر برسم به چیزی که مد نظرمه [ جمعه دهم مرداد ۱۴۰۴ ] [ 20:48 ] [ Moon ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||